همکاران

نقش معلم در بهداشت روان کودکان و نوجوانان

تحقیقات گوناگون در این زمینه نشان می دهد رفتار دانش آموزان دبستانی بسیار به رفتار معلمان آنها بستگی دارد، چنانچه معلمی روش محبت آمیز همراه با انضباط منطقی در کلاس خود به کار گیرد از همکاری علاقه مندی و قدرت ابتکار شاگردانش بهره مند خواهد شد. برعکس معلمی که از روش پرخاشگرانه و زور و تهدید استفاده می کند، شاگردانش نیز با بی انضباطی در کلاس ، بی توجهی به درس و پرخاشگری صریح ظاهر می شوند. چنین معلمی نمی تواند منبع دانش برای اطفال باشد و اگر از طریق تنبیه و پرخاشگری هم بتواند انضباط را در کلاس حاکم سازد چنین حالتی پایدار نخواهد بود و نمی تواند احساس همکاری و علاقه مندی در شاگردان به وجود آورد. میل به پیشرفت درسی در اغلب کودکان وجود دارد و این تمایل تنها هنگامی ارضا می شود که هدف های مورد نظر کودک خارج از دسترس او نباشد.

نقش یک معلم نمونه در مدرسه چیست؟

1- تلاش معلم نباید تنها به این منجر شود که دانش آموزان بهترین نمره را کسب کنند، بلکه باید بکوشد به هر فرد به اندازه توانایی او مسئولیت دهد و تا حد امکان به پرورش فکری ، روانی و جسمانی کودک بپردازد.

۲- معلمان در محیط آموزشگاهی می توانند با ارائه ارزش های صحیح و منطقی بزرگسالان به دانش آموزان به نحو احسن کمک کنند. دادن پاداش مناسب ، جهت همانندسازی و یاری کردن آنها و رضایت داشتن از محیط مدرسه از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا کودکان بعضاً با کنترل درونی نامناسب و اجتماعی شدن نامطلوب به مدرسه می آیند. اگر کمک معلمان نباشد چنین کودکانی در مدرسه نیز شکست می خورند و انگیزه بسیار کمی برای پذیرش ارزش های صحیح مدرسه خواهند داشت . کودکی که رضایت کافی از مدرسه به دست نیاورد اغلب در همانندسازی با اولیای مدرسه شکست می خورد و با مشکلات انضباطی و تحصیلی مواجه می شود و در نهایت عده زیادی از آنها ترک تحصیل می کنند.

۳- امروزه بیشتر روان شناسان تربیتی معتقدند کارکنان مدرسه در سلامت روان دانش آموزان دارای نقش های حرفه ای هستند. مسئولیت اولیای مدرسه فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود. مدرسه مسئول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان است.

۴- در مدرسه فرزندان عاطفه و محبت را تجربه می کنند، معلم با محبت و توجه، آنان را در مسیر صحیح هدایت می کند. دانش آموز در مدرسه چگونگی برقراری روابط درست عاطفی و سازگاری با دیگران و مسوولیت پذیری را می آموزد و راه های مبارزه با کینه توزی ، دیگرآزاری و حسادت را یاد می گیرد.

۵- تحقیقات متفاوتی که در این زمینه انجام شده نشان می دهد رفتار کودکان دبستانی بستگی زیادی به رفتار معلمان آنها دارد و چنانچه معلمی روش محبت آمیز همراه با انضباط منطقی را در کلاس خود به کار ببرد از همکاری ، علاقه مندی و قدرت ابتکار شاگردانش بهره مند می شود.

۶- نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش آموزان دارد بر همگان روشن است. از آنجا که دانش آموزان یکی از الگوهای مهم رفتاری خود را معلمان قرار می دهند، اگر معلم از ویژگی الگودهی خوبی برخوردار باشد می تواند تأثیرات عمیقی در رشد شخصیت و بهداشت روان دانش آموزان باقی بگذارد.

۷- به بیان دیگر معلم باید کودک را بپذیرد هرچند نمی تواند همه رفتار های او را بپذیرد. به کودک باید احترام گذاشت و به عنوان انسانی با توانایی های بالقوه به او ارج نهاد. هرچند او کوچک تر و ناپخته تر، کم دانش تر و کم تجربه تر از معلم است. معلم نباید کوشش خویش را صرف حکمرانی بر کودک کند، بلکه باید سعی در جهت دادن اعمال کودک به سوی پیشرفت موفقیت آمیز و سازگاری هر چه بیشتر کند.

۸- چنین معلمی در عین حال که درصدد ایجاد تغییر مطلوب در رفتار کودک است هرگز برای او تهدیدآمیز نیست. او نسبت به زندگی گذشته و حال کودک تعصبی ندارد بلکه آینده کودک را بر حسب توانایی هایش در نظر دارد. اگر معلم بتواند به کودک تفهیم کند که سعی دارد به او کمک کند و اگر بتواند به کودک نشان دهد که صفات و عادات خوب کودک را می شناسد بیشتر قادر خواهد بود به نتایج مطلوب دست یابد.

۹- یکی از عوامل مؤثر بر سلامت روان دانش آموز، درک شدن او توسط معلمش است. معلم باید در ارتباط با شاگردان آنچنان رفتاری داشته باشد که شاگرد تنبل و قوی و فقیر و غنی همه خیال کنند که معلم به خاطر هر یک از آنان به کلاس درس آمده است. اگر دانش آموز درک شود به آن معلم علاقه مند شده، به سوی او کشیده خواهد شد ، در دیدارش آثار شادمانی و نشاط و خرمی موج خواهد زد و اگر به او بگویند که این معلم دیگر به این مدرسه نخواهد آمد اشک چهره او را در برخواهد گرفت.

۱۰-نظام تعلیم و تربیت مدرسه باید چنان باشد که در آن هر دانش آموزی بتواند دوست داشتن و دوست داشته شدن و احساس ارزش را تجربه کند. معلمی که به مقام انسانی کودکان و نوجوانان ارج می نهد و خالصانه سعی دارد آنچه را که می داند به دانش آموزان بیاموزد ، نه تنها نیازهای روانی آنان را ارضا می کند بلکه برقراری روابط صحیح عاطفی ، سازگاری با دیگران و مسئولیت پذیری را نیز به ایشان می آموزد. در چنین فضای تربیتی افراد به بلوغ عاطفی می رسند و از لحاظ روانی سالم بار می آیند.

کلام آخر : مهم ترین شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت روان این است که او با کمال صمیمیت و خلوص نیت کودکان را دوست بدارد و از رفتار آنان آزرده نشود ، بلکه با صبر و حوصله و خوشرویی، سعی کند به عمق مشکلات کودکان پی ببرد و در حل این مسائل تا حد ممکن بکوشد.

بهداشت و سلامت روان نوجوانان وجوانان موضوعی است که به توجه جدی نیاز دارد. امروزه با استفاده از برنامه های مختلف مانند آموزش مهارت های زندگی، آموزش بهداشت روان ، مداخلات بهداشتی مبتنی بر مدرسه و نیز درمان های تخصصی، می توان به کودکان کمک کرد تا زندگی مفیدتر و رضایتمندانه تری داشته باشند.

 نقش مدارس در ارتقای بهداشت روان

 

 مدرسه برای بهبود زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان فرصت بسیار مناسبی فراهم می کند. به موازات حرکت ملت ها در جهت آموزش همگانی، نقش مدارس در ارائه خدماتی مانند خدمات بهداشت روان در امور تحصیل اهمیت روزافزون یافته است. به دلائل زیردر حال حاضر مدارس با حمایت کامل خانواده و اجتماع بهترین محل برای برنامه های جامع بهداشت روان به شمار می رود:

۱- تقریباً تمام کودکان در دوره ای از زندگی خود به مدرسه می روند.

۲- قابل دسترسی برای مداخله هستند.

۳- مدارس اثر عمیقی بر کودکان ، خانواده ها و اجتماع می گذارند.

۴- مدارس مانند شبکه ای امن از کودکان در برابر خطراتی که بر یادگیری، رشد و سلامت روانی اجتماعی تأثیر می گذارد محافظت می کنند.

۵- مدرسه همگام با خانواده نقش تعیین کننده ای در ایجاد یا تخریب عزت نفس کودک و احساس شایستگی آنان دارد.

۶- مدرسه در زندگی بسیاری از کودکان و رشد قوای آنها نقش اساسی دارد، بویژه هنگامی که خانواده از ایفای نقش های اساسی خود ناتوان باشد.

بنابراین مدارس برای بسیاری از کودکان حساس ترین و مناسب ترین نقطه مداخلات بهداشت روان است. از آنجا که همه کودکان بخصوص کودکان در معرض خطر وارد مدرسه نمی شوند یا مدرسه را ترک می کنند ، برای ماندن این کودکان در مدرسه یا دسترسی به کودکانی که مدرسه نمی روند باید به فکر استراتژی های دیگر بود.توانایی و انگیزه ی کودکان برای ماندن در مدرسه، یادگیری و استفاده از آموزه -هایشان متأثر از سلامت روان آنان است و نیز برسلامت روان آنهاتأثیرگذاراست.

محیط و موسسات آموزشی در سطوح مختلف کودکستان ، دبستان ، دبیرستان و دانشگاه از عواملی هستند که تأثیر اساسی در بهداشت روان افراد دارند. کار آموزش و پرورش در آموزشگاه ها در واقع دنباله ی کار پرورش شخصیت افراد در محیط خانواده است. کودکان در محیط آموزشگاه ها یاد می گیرند که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشند و نقش خود را در اجتماع ایفا کنند. آنان می آموزند در چه محدوده ای بیندیشند و حس همکاری داشته باشند. این محیط می تواند ارتباط درستی با کودک برقرار کند و او را آماده پذیرش مسئولیت تصمیم گیری و حل مسائل زندگی سازد.

کودکانی که تازه به محیط آموزشگاه پا می گذارند مسلماً از شرایط یکسانی برخوردار نیستند، زیرا هریک از آنان در محیط خانوادگی خاص خود تربیت شده اند و والدین آنها سلیقه های تربیتی متفاوتی دارند. مربیان و آموزگاران باید با درایت این مسائل را درک کنند و کودکان را با محیط جدید تطبیق دهند.آموزشگاه محیطی نیست که فقط مسائل و مطالبی به کودک القا شود، بلکه در این محیط اخلاق و رفتار کودک نیز تکوین می یابد. کودکی که به مدرسه می رود به دنبال احساس تعلقی مشابه آنچه در خانه تجربه کرده است می گردد و در صورتی که در خانواده به این احساس دست نیافته باشد در پی جبران آن در مدرسه است. هرگاه نتواند در گروه همسن خود به احساس ارزشمند بودن برسد برای نشان دادن این که فرد باارزشی است درصدد جلب توجه دیگران برمی آید. این جلب توجه ممکن است به شیوه های مختلفی بروز کند. برخی کودکان از طریق پیشرفت تحصیلی ، ورزشی و اجتماعی این نیاز را در خود رفع می کنند.

کودکی که محرومیت خود را به صورت پرخاشگری نشان می دهد در کلاس اختلال به وجود می آورد و باعث ناراحتی معلم و مدیر مدرسه می شود. کودکی که خشم خود را فرو می خورد، به صورت موقت رفتارش را کنترل می کند ولی در نهایت دچار نافرمانی ومشکلات رفتاری می شود. معمولاً دلایل ناسازگاری در کلاس درس روشن است. هر کودکی میل به موفقیت دارد. ولی اگر وظایف او خارج از حدود استعداد و علاقه اش باشد احساس ناکامی و بی حوصلگی خواهد کرد. این احساس محرومیت آزاردهنده است و او باید به گونه ای آن را جبران کند. این جبران ممکن است به صورت آزار رساندن به معلم ، تخریب کتاب و صندلی و نیز اذیت کردن همکلاسی ها جلوه نماید.

هر کودکی دوست دارد دیگران و بخصوص معلم و هم کلاسی هایش بدانند که او بااستعداد است .هرچند تا حدی کم استعداد باشد باید به طور کلی او را همان طور که هست قبول کنند. این پذیرش از طرف دیگران و معلم به او احساس اعتماد به نفس و اطمینان خاطر می بخشد و او را شخصی باارزش نشان می دهد.(http://seresht.com)

منبع : دانشگاه علوم پزشکی مشهد

اهمیت بهداشت روان در محیط های آموزشی

هر عاملی که باعث ایجاد ناتوانی در انسان شود، از مصادیق بیماری‌ها محسوب می شود. یادگرفتن بخصوص در دوران تحصیل یک توانایی است و مشکلات سلامت روان که باعث درجه‌ای از ناتوانی در انسان و گاهی اضطراب بیش از حد می شود، بیماری است و باید برای درمان آن نزد درمانگر توانارفت.بین ۱۰ تا ۲۰ درصد افراد جامعه ممکن است درجاتی از مشکلات روانی داشته باشند، که درمان آن نیازمند مراجعه به پزشک است. توجه به این نکته ضروری است که هر بیماری روانی به منزله دیوانگی نیست و زمینه‌های فردی یا ارثی، عوامل رفتاری و عوامل محیطی از علل بروز بیماریهای روانی می باشند .

نقش مدارس در بهداشت روان

همه دانش آموزانی که وارد مدرسه می‌شوند آرزوی مشترکی دارند و آن ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل است ولی امکان اینکه همه بتوانند در رشته مورد علاقه خود قبول شوند وجود ندارد. اگر انحصاراً ورود به دانشگاه برای دانش‌آموزان معیار موفقیت و ارزش شود می تواند موجبات افسردگی آنها را فراهم کند.واقع گرا نبودن و داشتن آرزوهای بزرگ و عدم توجه به محدویت‌های جامعه از زمینه‌های دیگر بروز افسردگی است که مهار آنها تلاش همه جانبه ای را از طرف مسئولین و آحاد جامعه می طلبد.کنترل عوامل محیطی، فردی، ژنتیکی و شناختن توانایی‌های هر فرد در داشتن احساس خوشبختی، از عواملی می باشد که باتغییر ‌آنها می‌توان یک زندگی خوب و سالم درجامعه ایجاد کرد.

امروزه در نقش و وظایف مدارس بسیاری از کشورهای جهان دگرگونی های عظیمی رخ داده است. این تحولات باعث شده تا علاوه بر نقش سنتی مدرسه یعنی آموزش صرف و رشد مهارت هایی مانند خواندن و نوشتن و اکتساب دانش، نقش پرورش روان و تکامل انسان نیز مورد توجه قرار گیرد.در حال حاضر در بسیاری از کشورها فعالیت های پرورشی و بهداشتی وسیعی به عهده مدارس گذاشته شده است که مطالعات حکایت از نتایج و پیامدهای مثبت آن دارد.

در کشور ما نیز با توجه به خیل عظیم دانش آموزان و همچنین نقش سلامت روان در پرورش کودکان و نوجوانان ، توجه بیشتر به نقش پرورشی مدارس ضرورت تام دارد. حال زمان آن است که با ایجاد زمینه های مناسب به ارتقای بهداشت روان و سطح سلامت در مدارس پرداخته و شرایطی فراهم شود تا مسئولان مدارس، برنامه ریزان، مشاوران، روان شناسان و دیگر دست اندرکاران آموزش و پرورش از طریق آشنایی با موضوعات بهداشت روان، نونهالان این آب و خاک را برای دست یابی به روان سالم یاری دهند. بهداشت روان صرفاً در محیط سالم فیزیکی به دست نمی آید بلکه محیط سالم روانی نیز یک اصل مهم است. چه بسا که محیط فیزیکی کودکان، سالم و آرام باشد اما محیط روانی آنها از درون ناامن و اضطراب انگیز باشد.

مدیر گروه سلامت و روان دانشکده علوم پزشکی نیشابور گفت: به دلیل حضور گروه های سنی متفاوت کودکان نوجوانان و جوانان در این محیط تامین و حفظ سلامت روان این گروه ها از اهمیت خاص و بسزایی برخودار است.دکتر مرتضی فاضل نیشابوری همچنین ادامه داد: توجه به محیط فیزیکی،وسایل و امکانات آموزشی و ورزشی،ساعات درسی،نحوه تعامل وارتباط میان فراگیران و مربیان و اولیا ولزوم آشنایی دانش آموزان و دانشجویان با مهارت های زندگی در ارتقا سطح سلامت روان جامعه نقشی شگرف دارد.وی تاکید کرد: ارتباط متقابلی میان افت تحصیلی و سطح سلامت روان فراگیران وجود دارد اضطراب ،افسردگی و کلیه مشکلات روانی خفیف و شدید در ایجاد افت تحصیلی نقش دارند.و لزوم مشاوره در صورت افت تحصیلی بر هیچکس پوشیده نیست.

وی افزود : امروزه نقش سنتی محیط های آموزشی که تنها محل یادگیری و علم آموزی بود به مکانی برای پرورش استعدادها و شکوفایی و بلوغ روحی و روانی ارتقا یافته است. فلسفه تعلیم وتربیت در دنیای امروز علاوه بر آموزش برآوردن نیازهای جسمی ،روانی و اجتماعی فراگیران است و نقش مربیان و معلمان امروز علاوه بر مسئولیت های گذشته تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تامین بلوغ فکری و سلامت روان فراگیران است. این واقعیت که کودک ایرانی در شش سالگی به مدرسه می رود و در بزرگسالی از مدرسه خارج می شود اهمیت تاثیر فضاهای آموزشی بر سلامت و بویژه سلامت روان را دو چندان می کند.وی خاطر نشان کرد: برای پیشگیری و از بین بردن مشکلات رفتاری فراگیران لازم است آموزش مهارتهای زندگی و آموزش رفتارهای سازگارانه در مقاطع مختلف تحصیلی سرلوحه امور قرار گیرد و در صورت بروز اختلالات رفتاری و افت تحصیلی نیاز به درمان و مشاوره از ضروریات می باشد بنابراین وجود مشاورین آگاه و با تجربه در زمینه مشکلات نوجوانان و جوانان در محیط های آموزشی از ضروریات است.

منابع :

۱- دانشگاه علوم پزشکی مشهد

۲- وزارت بهداشت( دفتر ارتقای سلامت و آموزش همگانی)

/ 0 نظر / 17 بازدید