پدران ومادران

 

 

  والدین گرامی ، آگاهی ازنقش فعالانه وهدفمند شما برای پرورش فرزندانی موفق بسیار ارزشمند وگرانبها ست ؛ لذا 

 

1 ) درباره تجربه های مثبت خوددرمدرسه وخاطرات خوش آن دوران ، صحبت کنید. حتی

 

 اگر خاطرات شماازدوران مدرسه همواره خوشایند نبوده است . باتاکید کردن برفرصتهای

 

ارزشمندو مثبتی که درمدرسه برای فرزندتان فراهم خواهدآمد ، می توانید به او کمک قابل توجهی بنمایید . 

 

2 ) ازمعلـمان ، آموختن وتکلیـف منزل  ، به نیـکی یاد کنید. نگرش مثبت شمابه معلمان ومدرسه وبرخوردمثبت باتکالیف منزل باعث نگرش مثبت فرزند شما به مدرسه وفعالیتهای مرتبط با آن می شود.

 

3 ) آموخـتن را ادامه دهیـدودانـش آموز بمانـید. فرزندان دربسیاری ازموارد والدین خودراالگو قرارمی دهند اگر شمابامطالعه وشرکت دردوره های آموزشی به وسعت بخشیدن به معلومات خود ادامه دهیدفرزندتان می بیند که شما برای آموختن ارزش قائل هستید.

 

4 ) به چـیزی که فرزندتان می آموزدعـلاقه نشان دهیـد. باپرسیدن وفراهم کردن زمینه برای مشارکت فرزند دریک گفتگوی صمیمانه میتوانید اهمیت یادگیری رابه اونشان

 

دهید .البته بایددرجملات سوالی ، نگرش مثبت وجودداشته باشد.

 

ـ بجای آنکه بپرسید ،

 

« امروز درمدرسه چکارکردی؟ »

 

ـ بهتر است بپرسید ،

 

« امروزچه کارهایی کردی که واقعاً دوست داشتی؟»

 

 « چه چیزهایی باعث شد احساس خوبی پیدا کنی؟ »

 

« دوست داری درباره چه چیزهایی بیشتر بدانی ؟ » یا « چه چیزهایی خواندی ؟ » .

 

5  ) اجـازه دهید فـرزندتان به شـما بیاموزد. درس دادن ،دوباره آموختن است . برای اینکه یادگیری فرزندتان راتقویت کنید ، به اواجازه دهیدمـفاهیم جدیدرابه شما بیاموزد ،لازم نـیست به او ثابت کـنید که همه چیزرامـیدانیدیابهترازاومی دانید ، بـلـکه بهتراست بگویید ؛« چه جالب ! ممکن است بیشترتوضیح بدهی ؟ » .

 

6  ) به فرزندتان کمک کنید تاراهـهای بهره گیری از آموخـته هایش رادرزندگی روزمـره پیدا کند . به نظر میرسد هرچه اطلاعات کاربردی تر باشند ، فرزند شما رابه کسب اطلاعات جدید ، بیشتر تحریک می کند .

 

7  ) درتلـه نمره گرفـتار نشـوید. هرچند نمرات برای ارزیابی یادگیری فرزندتان مفید است ، اما هدف اصلی ، یادگیری است ، نه نمره . شرایطی را فراهم نکنید که به رقابت شدید برای کسب نمره منجر شود . به فرزندتان بیاموزید که راحت وآسوده باشدوبدون فشار رقابت ، ازیادگیری لذت ببرد.

 

 8  ) نمرات فـرزندتان رابادیگـران مقایسه نکـنید . چنین مقایسه هایی دراغلب مواردنتیجه معکوس دارد. بهتراست نمرات فرزندتان رابانمراتی که پیش ترکسب کرده ، مقایسه کنید .

 

 ـ بهتر است ازاوسوال کنید ،

 

« فکر میکنی چقدر پیشرفت کردی ؟ »

 

« دوست داری بیشتر پیشرفت کنی ؟ »  

 

« چگونه می توانی این کار راانجام دهی ؟ »

 

« من چگونه می توانم به شما کمک کنم ؟‌» 

 

9 ) توقـعات خود راازفرزندتان واقعی سازید. فرزندتان راتشویق کنیدتابهترین کاری

 

رادر مدرسه انجام دهدکه میتواند. بخاطرداشته باشیدکه بطورطبیعی فرزندتان دربرخی زمینه هابهتر عمل می کنند. بعلاوه ، بخاطر داشته باشیدکه فرزند شما، نه بخاطر آنچه که انجام میدهد ، بلکه بخاطر آن چه که هست ، یک موردخاص به نظر می آید .

 

10 ) زمان ومکان مناسب وآرام بخشی رابرای انجـام تکالیف منـزل درنظربگیـرید.

 

بیشترفرزندان درزمانهای معین ومنظم بهتر مطالعه می کنند . دراین موردبا فرزندتان به توافق برسید. مکان ویژه ای رابرای تکالیف منزل داشته باشید. این مکان میتواند یک میز مناسب درگوشه ای ازاتاق خودتان یامیز آشپزخانه باشد. دراین موردبرنامه روزانه مشخصی داشته باشید ومحیط مساعدی رابرای انجام تکالیف فراهم سازید .

 

تذکر: بدون شک این کار مهم جـلوی تلویزیـون به انجام  نمی رسد . البته ، فرزندتان را

 

 ازبرنامـه های مورد علاقه شان محروم نکنیــد.

 

11)هنـگام انجام تکـالیف منزل ، فرزندتان راهمراهی کنید. تکالیف وبرگه هایی راکه فرزندتان به خانه می آورد، مرورکنیدوتوجه خود رابه آنچه که اودرحال انجام دادن آن است ،

 

 نشان دهید . این کار به شما فرصت می دهدتابرای انجام کاراوراتشویق کنید وبامشکلاتی که ممکن است دراین راه با آنهاروبه روشوید ، آشنا شوید . بعلاوه ، به او نشان می دهید که برای کارهای مدرسه اوارزش قائل هستید .

 

12 ) در انجام تکالیف منزل ، نقش مـشاوره را ایـفا کـنید ومعلم خصوصی نباشید . تکالیف منزل، کار فرزند شماست ، نه وظیفه شما ، پیشنهاد می کنیم آنقدرکنار فرزندتان ننــشیـنیدکه ازدرستی پاسخ همه تکالیف مطمئن شوید . اشتباهات تکالیف ، راهی است که به معلم فرزندشمامی آموزدکه چه مفاهیمی راباید بیشتر توضیح بدهد . درعوض ، نقش مشاور

 

راداشته باشیدوهروقت که فرزندتان تقاضای کمک کرد ، به اوکمک کنید .

 

 13 ) فـرزندتان را به مطـالعه درمـنزل ترغیب کـنید . خواندن ، سنگ بنای یادگیری بیشتر است ، هرچقدر فرزندشما این مهارت اساسی رابیشترتمرین کند ، فعالیتهای مرتبط بایادگیری رابهترانجام می دهد . برای اینکه اورابه خواندن ترغیب کنیدوخواندن رافعالیتی لذت بخش، اجازه دهید آنچه راکه او دوست دارد، مطالعه کند . کتابهای ساده ، مجلات وکتابهای طنز آمیزرادراختیارش قراردهید . البته ، بهتراست بجای آنکه برایش کتاب بخرید ، اورابه کتاب فروشی یاکتابخانه ببریدتاخودش کتابهای موردعلاقه اش راانتخاب کند . دراین راه فقط اورا راهنمایی کنیدوحق انتخاب رابه خودش بگذارید . ازکتابداران کتابخانه هانیزمیتوانید کمک بگیرید.

 

14 ) برنامه تربـیتی منسـجم وثمر بخـشی را ترتیـب دهـید. مسئولیت پذیری، همکاری و اعتمادبه نفس به موفقیت فرزندشمادرکلاس درس کمک زیادی می کند وشماباید درآموزش آن به فرزندتان جدی باشید . شاید لازم باشد دراین زمینه مطالعات گسترده تری داشته باشید . به کتابهایی که دراین زمینه هانوشته شده اندمراجعه کنید .

 

15 ) ازبرنامه انضـباطی مدرسه حـمایت کنیـد. یک مدرسه همانند یک خانواده ، به برنامه انضباطی منسـجمی نیاز داردتا فرزندان ما احساس راحتی کنندوبتوانندخوب بیاموزند .

 

اگرفرزندتان درمدرسه دانش آموز بانظمی شده است ، با ادامه کارمدرسه درمنزل ، به او

 

کمک کنیددرباره این تجربه واهمیت آن بیشتربیاموزد . اگربابرنامه انضباطی مدرسه مشکل دارید بامدیر مدرسه تماس بگیرید وپیشنهادهای سازنده خود رامطرح سازید . 

 

16 ) گـزارش های نگـران کننـده را بررسـی کنـید . معلمان ، مانندوالدین ودانش آموزان ممکن است اشتباه کنند . هیچ کس کامل نیست . با وجوداین ، اگرفرزندتان راجع با کاری باشما صحبت کردکه معلمش انجام داده وبرای اوناخوشایند بوده است ، محترمانه به سخنانش گوش دهیدامابخاطرداشته باشید ماجرابه آن تلخی که می شنوید ، نبوده است . وقتی احساسات بچه ها  جریحه دار میشود ، گاهی مبالغه می کنند . اگریک چنین وضعی شما رانگران کرد، بامعلم فرزندتان تماس بگیرید وبه جای اظهار ناراحتی یاخصومت ، نگرانی خود راابراز کنید . با اینگونه چالشها باذهن باز برخوردکنید .

 

17 ) عـلاوه بر طـرح مسـئله راه حل نیز پیـشنهادکنـید . اگر شما نگران هستید یابامشکلی روبرو میشوید که تصورمی کنید به تصحیح نیاز دارد وآن را بامعلم فرزندتان هم درمیان گذاشته اید ، برخورد مثبتی داشته باشید وبرای حل آن نظر دهید . این شیوه باعث می شود شما با معلم نوعی ارتباط مشارکتی ومثبتی برحل مسئله داشته باشید .

 

18 ) درمورداطـلاعات نادرسـت وشایعـات حساب شـده عمل کنیـد . فرزند شما درمدرسه اطلاعات مفیدی را یادمی گیرد . اما ممکن است همراه اطلاعات نادرست وگاهی شایعات به خانه بازگردد . اگر با چنین مواردی مواجه شدید ، پیش از هر چیز بامعلم فرزندتان یا مدیر مدرسه تماس بگیرید . البته ، بهتر است بجای تماس تلفنی، به آنان نشست وگفتگویی داشته باشید .

 

19 ) وقـتی به مدرسـه دعوت می شـوید باکمـال میل بپـذیریـد . نشست هایی که درمدرسه برگزار می شوند ، نه تنها اطلاعات مهمی را دراختیار شما قرار می دهند بلکه به فرزندتان نشان می دهد که شما برای مدرسه وبرای آنان ارزش زیادی قائل هستید . اگر معلم فرزندتان ازشما خواست درکلاس درس هم شرکت کنید ، بپذیرید .

 

20 ) مـدرسه را درجـریان رویـداهای منـزل قراردهید . وقتی خانواده تحت تاثیر تنش های مختلفی مانند بیماری یا طلاق قرار می گیرد ، بچه ها بیشترین تاثیر را می پذیرند . به معلم فرزندتان اجازه دهیدازاین شرایط مطلع شود . معلم دراغلب موارد    می تواند به شما کمک کند . بعلاوه ، وقتی معلم درجریان قرارمی گیرد ، باآمادگی باتغییرات رفتاری احتمالی فرزندتان روبرو می شود .

 آشنایی با راه های علاقه مند کردن کودکان به درس خواندن

وقتی موضوع تحصیل بچه ها به میان می آید، پدر و مادران اغلب افراط یا تفریط را پیشه می کنند؛ یا نسبت به این مسئله بی توجه هستند یا بیش از حد نگران.

چگونه می توانیم به طور همزمان به موفقیت و رشد و شکوفایی فرزندانمان کمک کنیم؟

متخصصان به ما کمک می کنند تا به شکل درست در این زمینه رفتارکنیم.

● کمک به علاقه کودک به یادگیری
کودک از همان اوان کودکی، میل به یادگیری را نشان می دهد؛ بدنش را لمس می کند، و بعد اشیایی که در اطرافش وجود دارند را در دستانش می گیرد. اولین نقشی که والدین در این زمینه دارند این است که به این کنجکاوی طبیعی کمک کنند. این کمک خیلی زود از سنین بسیار پایین آغاز می شود. دونالد وینیکوت، متخصص اطفال و روان درمانگر انگلیسی از یک بازی که آن را «معرفی اشیاء» می نامد، صحبت می کند: اشیاء را به کودک نشان می دهید و در عین حال نام آنها را همراه با لبخند بر زبان می آورید، سپس به او اجازه می دهید آن را در دستانش بگیرد. بعد ها وقتی کودک بزرگتر شد مثلا طی سفر یا بازدید از موزه ها او را به فرهنگ علاقه مند می کنید… کودک باید ایفاگر نقش بماند و پدر و مادر در تکامل و پیشرفتش از او حمایت کنند.

● نقش معلم را برایش ایفا نکنید
در مهد کودک و دوران ابتدایی، بین نقش والدین و معلم تقریبا تفاوتی وجود ندارد: برای کودک کتاب می خوانند، شمردن را به او یاد می دهند و او را تشویق می کنند نقاشی بکشد… اما لازم است همگام با رشد کودک، نقش والدین و معلمان از یکدیگر مشخص شود. این بدان معنا نیست که خود را از آموزش به کودک منع کنیم بلکه از ایفاکردن نقش معلم خودداری کنیم. چنانچه خواسته شما از فرزندتان بیش از حد باشد و همه چیز حالت تربیتی و آموزشی داشته باشد، قطعا این خطر وجود دارد که او را نسبت به هر گونه یادگیری دلزده کنید. علاوه بر آن، در رابطه پدر و مادر فرزندی، رابطه عاطفی از اهمیت بسیارزیادی برخوردار است. پدر یا مادر می خواهند آمال و آرزوهای خود یا روند دوران تحصیلی خودشان را در مورد دختر یا پسرشان پیاده کنند. فرزند برای آنکه نسبت به پدر و مادر و معلمش «وفادار»بماند، سعی می کند خواسته آنان را عملی کند و در این صورت احتمال دارد دچار تعارض شود.

● علاقه مندی به تحصیل کودک
برای یک کودک، علاقه داشتن به تحصیل او به معنای علاقه داشتن به خود او است.اما زندگی تحصیلی او در کتاب و دفترش خلاصه نمی شود. صحبت در مورد مدرسه این فرصت را به او می دهد تا در مورد دوستانش، معلمان، فعالیت هایش، مشکلاتش، رویاهایی که در مورد شغل آینده اش در سر دارد و… با او گفت وگو کنید.

● خصوصیات او را بشناسید
از طریق این گفت وگوها، پدر و مادر موفق می شوند به علائق، نقاط ضعف و قوت فرزندشان پی ببرند. به عبارتی، فرزند خود را همانگونه که هست بشناسند، نه آنگونه که تصور می کنند هست یا می خواهند باشد. بدین ترتیب از تحمیل خواسته های شخصی و روند تحصیلی خود به او خودداری می کنیم.

● اهداف مشخصی را با او تعیین کنید
موفقیت تحصیلی کودک شامل «قراردادی» است که بین او و والدینش گذاشته می شود و بر مبنای اهدافی مشخص و قابل دسترس است؛ مثلا «در این ساعت باید کارهایت را انجام داده باشی»، «قبل از اینکه دوباره بهت سر بزنم، باید برنامه ای بریزی و نوشتنی هایت را نوشته باشی»، «قبل از پایان ۳ماه، در این درس باید پیشرفت کرده باشی» و… موعد مقرری که هریک از طرفین باید آن را رعایت کنند کمک می کند تا کودک کنترل زمان را یاد بگیرد و کارش را به طور سازنده و با انگیزه دنبال کند.

● درس خواندن را برایش معنادارکنید
برای آنکه کودک برای درس خواندن انگیزه داشته باشد و احساس مسئولیت کند باید درک کند که برای پدر و مادرش درس نمی خواند بلکه این کار را برای خودش انجام می دهد تا به هدفی شخصی دست یابد. همچنین او باید قادر باشد بین زندگی کنونی اش به عنوان دانش آموز و زندگی آینده اش به عنوان فردی بزرگسال ارتباط ایجاد کند و از کودکی برنامه یا رؤیای شغل آینده اش را در ذهن بپروراند.«می خواهی یک دامپزشک بشوی؟ درس علوم خیلی برایت مهم است»، «یک خبرنگار بزرگ؟ یادگیری زبان های خارجی به تو کمک می کند»… البته این بدان معنا نیست که او را دربند برنامه ای دست نیافتنی و غیرعینی کنید بلکه به او کمک کنید تا به تلاش هایی که مدرسه از او می خواهد، معنا ببخشد.

● به او یاد دهید زمان را اداره کند
اغلب بچه ها وقتی عادت می کنند تکالیفشان را به طور نامنظم انجام دهند، عاجز می شوند. ازاین رو باید خیلی زود به آنها ریتم منظم کاری داد. وقتی کودک از مدرسه به خانه برمی گردد، چه زمانی بیشتر احساس راحتی می کند تا تکالیفش را انجام دهد؟ با درنظر گرفتن علائق او و محدودیت های خانواده، یک ساعت مشخص را برایش تعیین کنید. بدین ترتیب کودکی که از همان کلاس اول هر روز بعد از خوردن عصرانه به خواندن عادت کند، بعد ها نیز راحت تر می تواند وقت بیشتری را به طور منظم به انجام تکالیف مدرسه اش اختصاص دهد.

● برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید
بستگی به انتخاب خود کودک دارد؛ داخل آشپزخانه، داخل اتاقش یا مکانی که همه افراد خانواده دور و بر او هستند… . بعضی از بچه ها بیشتر از بچه های دیگر نیاز دارند تا با حضور والدینشان احساس حمایت کنند. اما در کل، هر چه کودک بزرگ تر شود، برای انجام تکالیفش بیشتر به تنهایی نیازدارد. بنابراین روش درست، آن است که از این استقلال حمایت کنیم: برای آنکه مطمئن شوید تکالیفش را انجام داده او را«نپایید» بلکه نشان دهید که به او اعتماد دارید؛ در عین حال نشان دهید که برای پاسخگویی به سؤالاتش در دسترس و مراقب ادامه روند تحصیلی اش هستید.

● به جای قضاوت کردن بر او نظارت کنید
در هر حالتی، کودک باید تکالیفش را خودش به تنهایی انجام دهد. چنانچه تکالیفش را «به جای او» انجام دهید، باعث می شود همه اعتمادی که به قابلیت هایش برای پیشرفت کردن دارد را از دست بدهد و در حالی که اجازه نمی دهید پیامدهای اشتباهاتش را تجربه کند، او را بی مسئولیت بارمی آورید. پدر و مادر بنا به درخواست کودک و برای آنکه ببینند تکالیفش را به اتمام رسانده است باید مداخله کنند. این نظارت فرصتی است تا نقاط ضعف دانش آموز را مشخص کنند و به ویژه نشان دهند که شاهد تلاش ها و زحمات او هستند. هیچ قضاوتی در مورد او نکنید، نمرات کلاسی اش کفایت می کند. همچنین افکاری از این دست را کنار بگذارید: «تو هیچی نفهمیدی»، «تومی تونستی بهتر از اینها کار کنی» و… . به جای گفتن «تو» ترجیحا عباراتی بدون منظور به کار برید که او را برای اصلاح خود تشویق می کنند؛ مثلا، به جای آنکه بگویید: «تو ۳بار اشتباه کرده ای» بگویید: «۳ اشتباه وجود دارد» و به خصوص فراموش نکنید که به ازای هر موفقیت به او تبریک بگویید.

● نقاط قوتش را بازشناسید
اغلب پدر و مادرها در حالی که فراموش می کنند نقاط قوت فرزندشان را بشناسند، روی نمرات بد او تمرکز می کنند. زبان، هنرهای تجسمی، جغرافی، ورزش و…، هیچ درسی نباید بی ارزش شمرده شود. همچنین می توان از طریق دروسی که فرزندتان بر آنها تسلط دارد، او را به سمت دروسی که در آنها مشکل دارد سوق دهید؛ علاقه او به هنرهای تجسمی فرصتی است تا او را به تاریخ علاقه مند کنید. علاقه او به ورزش باعث می شود تا در مورد نیرو، زمان و فاصله با او صحبت کنید و اهمیت ریاضی را به او نشان دهید.

● برایش الگو باشید
چرا کودک وقتی از مدرسه به خانه برمی گردد باید تکالیفش را انجام دهد درحالی که پدر و مادرش وقتی از سر کار به خانه بازمی گردند تلویزیون تماشا می کنند؟ چرا کودک باید بخواهد برای درس و مدرسه تلاش کند درحالی که می شنود که پدر و مادرش حرف های خوبی در مورد کارشان نمی زنند؟ چرا وقتی که پدر و مادرش مطالعه نمی کنند، کودک باید کتاب بخواند؟ لازم است بین خواسته و توقعی که از فرزندمان داریم و عملی که خود انجام می دهیم انسجام وجود داشته باشد. برای آنکه فرزندتان را به درستی طی دوران تحصیلی اش همراهی کنید، ابتدا باید خودتان در زندگی روزانه برایش یک الگو باشید.

● به جای اینکه نگران شوید درک کنید
کجا مشکل داشته؟ چه چیزی را نفهمیده؟ چه کار کنیم تا دوباره این اشتباهات را تکرار نکند؟ اگر بنا باشد که با دیدن فقط یک نمره بد نگران نشویم، خوب است که در مورد علت های آن به روشنی و فورا با کودک و درصورت لزوم با معلمش صحبت کنیم. زیرا اگر مشکلات را به حال خود رها کنیم، احتمال دارد که یا نسبت به کودک خیلی «سختگیر» شویم یا بیش از حد او را به حال خودش رها کنیم. «هیچ کاری نمی شه کرد»، «هر کار بکنی، هیچی از ریاضی سرش نمی شه»؛ این دو برخورد انگیزه کودک برای درس خواندن را به شدت از بین می برد.

روش های تربیت یک پسر موفق

اگر شما پسرانی در خانواده تان دارید، می دانید که آنها ممکن است پرزحمت باشند. ولی مخلوقات حساسی هستند که می توانند به هر سویی هدایت شوند. یعنی جوانی برومند و بی مانند یا فردی پر از مشکلات. دنیای ما نیازمند مردانی کامل و پرانرژی است نه ربات هایی که کار کنند و بجنگند. ما پسرانمان را پرورش می دهیم که بتوانند آزاداندیش باشند و سوالات خود را در قلب و ذهنشان جستجو کنند و به پاسخی صحیح برسند. امروزه بیشتر مادران جوان از این که نوزادشان پسر است خوشحال و به آن عشق می ورزند و از پسر بودنشان نمی هراسند. آنها انرژی سرشار پسران را می بینند و با شور و هیجان آنها را به سمت چیزهای مثبت هدایت می کنند. پسران هم به آنها عشق می ورزند و می خواهند که خودشان هم در پرورش و رشد خود شرکت کردن و سهم بسزایی داشته باشند. پسران در سنین جوانی آسیب پذیر و مستعد هرگونه حادثه و بلایی می باشند. پسران در زندگیشان سرگردان و بی هدفند. در مدرسه شکست خورده تر و در روابط اجتماعی خود بی محابانه و زشت عمل می کنند و بیشتر در معرض خشونت، وحشی گری، الکل و داروهای مخدر دیگر قرار دارند. آنها تمایل دارند دختران را برنجانند و با آنها دعوا کنند و جنجال راه بیاندازند. در دوران دبستان شلخته هستند و با عبارات و اصطلاحات خاص صحبت می کنند. در سنین راهنمایی و دبیرستان در بیشتر جلسات، فعالیت های ورزشی و سایر کارهای گروهی شرکت نمی کنند و اغلب وانمود می کنند که مراقب همه چیز هستند. در سنین نوجوانی، در روابط خود با دختران کاملا نامطمئن هستند و نمی دانند چگونه دختری را می خواهند به دست آورند و او را دوست داشته باشند. برخی از حضور دختران در کنار خود خجالت می کشند و برخی هم پرخاشگر و ناراضی رفتار می کنند. در سنین ۱۵ سالگی، پسران به علت تصادفات، تهاجمات، خشونت ها و خودکشی نسبت به دختران سه برابر به مرگ نزدیک ترند.

پسران به نرمی، بدون اشکال و با یک روش خاص رشد نمی کنند. شما نمی توانید انتظار داشته باشید که آنها قبل از طی دوران های خاص زندگی شان لباس زیر تمیز بپوشند و یا این که مثل یک مرد از خواب بیدار شوند و صبحانه میل کنند. اولین مرحله از رشد پسران از هنگام تولد تا شش سالگی است که در این سنین پسر به مادرش تعلق دارد. او پسر مادرش می باشد و مادر نقش مهمتری را نسبت به پدر ایفا می کند. در این سنین هدف این است که پسر عشق، امنیت و آسایش خاطر را به دست آورد. دومین مرحله از ۶ تا ۱۴ سالگی است که کم کم پسر سعی می کند برای این که مرد شود، چیزهایی را یاد بگیرد. بیشتر از قبل به پدرش نگاه می کند و او را با علاقه و جذابیت بیشتر دنبال می کند. مادر در این سنین هنوز درگیر باقی می ماند تا دنیای وسیع تری به روی پسرش گشوده شود. در این مرحله هدف این است که مهارت های او رشد یافته و با مهربانی و بازیگوشی به رقابت بپردازد و این که یک شخص متعادل باشد و از پسر بودن (مذکر بودن) خود شاد و راضی باشد. سومین مرحله از ۱۴ سالگی تا بلوغ است. یعنی زمانی که پسر نیاز دارد تا نیروی درونی خود را تکامل دهد و به رشد کامل برسد. او نیاز دارد یک مربی داشته باشد و مامان و بابا باید کمی عقب بکشند و برای پسرشان مربی یا نصیحت کننده ای ارزشمند پیدا کنند تا او بیمارگونه به سمت گروه همتای خود کشیده نشود و حس خود را نسبت به خودش از دست ندهد. هدف در این مرحله این است که او مهارت هایی را یاد بگیرد. مسئولیت پذیر شود و شرافت و عزت نفس خود را برای ورود به دنیای بالغین کسب کند. این مراحل تغییرات، تند و سریع خواهد بود و نقش پدران از ۶ تا ۱۴ سالگی نباید کم رنگ باشد و آنها فقط خود را گرفتار شغل و کار کنند که فقدان آنها هم از نظر فیزیکی و هم از نظر عاطفی در خانه مشهود باشد و اگر به این نکته توجه نشود آسیب و زیان بسیاری را متوجه پسران خواهند کرد.
پنج علت برای حضور پدر وجود دارد که اساسی نیز می باشد. مراحل اولیه یعنی در دوران حاملگی مادر، خود را درگیر کند و از امیدها و آرزوهایش برای فرزندش صحبت کند و بعد از به دنیا آمدنش در نگهداری کودک کمک کند و شبها او را در آغوش بگیرد و برای او لالایی بخواند و توانایی خود را در زمینه مراقبت از فرزند افزایش دهد. مرحله دوم وقت گذاشتن برای فرزند و در خانه بودن او و همراه او بازی، خنده، آموزش و قل قلک دادن بچه وقت بگذارد. او نباید تنها به فکر اقتصاد خانواده باشد که این کار بسیار خطرناکی برای خانواده محسوب می شود. سومین مرحله اظهار علاقه کردن به کودک، بغل کردن، کشتی گرفتن و قل قلک دادن باید تا هنگام بلوغ ادامه داشته باشد. در ضمن کارهای ملایم تری مثل قصه تعریف کردن، آواز خواندن و یا موسیقی نواختن با او ادامه داشته باشد. مرحله چهارم سبک و شاد بودن است. از بودن با فرزند خود لذت ببرید، خارج از این که احساس وظیفه یا گناه نسبت به آنها داشته باشید. درست است که پدر فعالیت های خارج از خانه را بر عهده دارد اما سعی کنید که همراه فرزند و همسرتان در اداره کردن منزل همکاری کنید و به فرزند خود هرچیزی را که می توانید بیاموزانید. مرحله پنجم سنگدل بودن است. برخی از پدران فکر می کنند پدر خوب، پدری است که هیچ کاری به فرزندش ندهد بلکه همه کارها و وظایف را خود به عهده بگیرد. نه این طور درست نیست بلکه باید بچه ها را در کار و وظایف خانه درگیر کرده و روی آنها نظارت داشته باشید. به آنها با ملایمت انضباط را یاد بدهید و قاطعانه صحبت کنید. سعی کنید یک دفعه حمله نکنید بلکه مرحله به مرحله با آنها گام بردارید و به پیش بروید.
پسران طبیعتا برای تکبر و خودبینی مستعدتر هستند. آنها چنین انتظار دارند که زنان را منتظر بگذارند و خودشان را مقدم بدانند. در برخی از فرهنگ ها این خودپرستی به پسران آموزش داده می شود. اما در بعضی از دیگر فرهنگ ها این کار پسندیده نیست. این خیلی مهم است که پسر فروتنی را یاد بگیرد یعنی تجاربی از قبیل معذرت خواهی کردن، کمک به دیگران و احترام گذاشتن به افراد. پسران باید بدانند که دنیا ممکن است درس هایی از قبیل ناملایمتی، درشتی و زشتی را به آنها یاد بدهد. نوجوانان پسر باید یاد بگیرند بین اخلاق و روحیات خود و علایق شخصی شان نسبت به دیگران تناسبی ایجاد کنند و ما به عنوان والدین وظیفه داریم که به آنها احترام به حقوق دیگران، انصاف، کارهای درست و اشتباه را به آنها یاد دهیم و آنها را افرادی مسئول باربیاوریم.
قوانین طلایی که می توان در یک خانواده به کار برد عبارتست از حفظ ارتباط، نگهداری خانواده با رسوم و تشریفات قوی همیشگی، گذراندن اوقات فراقت با یکدیگر و بزرگترین هدیه ای که والدین می توانند به پسرشان بدهند، استقامت او در همه موقعیت هاست.

مقابله با مشکل زمان خواب بچه های دبستانی دلایل سرساعت نخوابیدن بچه ها

ساعت خواب معمولا برای یک بچه ‌دبستانی اوقات سختی است.او در حال رشد است و برنامه‌ی روزانه‌اش پیچیده‌تر از گذشته شده و به همین دلیل به استراحت بیشتری احتیاج دارد. جودی میندل، استادیار روانشناسی دانشگاه سنت جوزف در فیلادلفیا و نویسنده‌ی کتاب خواب در تمام طول شب،می‌گوید: “بچه‌ها در این سن دلواپسانی بیتاب و پریشان هستند.او ممکن است نگران برنامه‌ی درسی فردا باشد یا از این هراس داشته  باشد که فردا در امتحان چه نمره‌ای می‌آورد.ممکن است از بچه‌ قلدر مدرسه در اتوبوس بترسد یا نگران درگیری بهترین دوستش با او باشد. تعجبی ندارد ناگهان از خواب بیدار شود و با اشیاء اطرافش شروع به حرف‌ زدن کند!

راه حل های رفع مشکل دیر خوابیدن بچه ها

۱-شما می توانید زمانی را برای حرف‌زدن با فرزندتان در مورد ماجراهایی که در روز داشته است،کنار بگذارید.فرزند دبستانی شما ممکن است خیلی ساده، به این جهت بدخوابی داشته باشد که بخواهد در مورد ماجراهایی که در طول روز در مدرسه داشته است،با شما صحبت کند،بخصوص اگر تمام مدت روز را کار کرده‌اید،قبل از خواب ساعتی را کنار بگذارید تا با فرزندتان در مورد مسائل مدرسه صحبت کنید و آخرین خبرها را از مسائل زندگی اجتماعیش بشنوید.شاید  اگر شانس این را داشته باشد که خودش را تخلیه کند،راحت‌تر به خواب رود.

۲-یک برنامه برای ساعت خواب فرزندتان تنظیم کنید بطوری که بتوانید با کامپیوتر آن را تزیین یا بر روی کاغذ چسبی با مداد رنگی آن را نقاشی کنید.این برنامه باید در مورد کارهایی باشد که باید  هنگام خواب انجام شوند و باید به ترتیب اولویت باشد مثلاً دستشویی رفتن،مسواک ‌زدن،خواندن کتاب، یک لیوان آب و ادامه دو دقیقه گوش‌ دادن به یک موزیک ملایم.قبل از شروع برنامه،چند بار ساعت خواب را یاد آوری کنید .سعی کنید نگذارید وقتش را تلف کند.

۳-در او انگیزه ایجاد کنید.وقتی فرزندتان به موقع به رختخواب رفت،باید برایش جایزه در نظر بگیرید.در ضمن باید برایش معلوم کنید که این جایزه را به چه دلیل به او می دهید. وقتی با برنامه جلو می‌رود،تحسینش کنید،در تقویم یادداشت کنید و جایزه‌ی کوچکی برای او در نظر بگیرید مثلاً اجازه بدهید ۱۵ دقیقه بیشتر تلویزیون تماشا کند یا تلفنی با یکی از دوستانش  صحبت کند.اگر یک هفته به موقع خوابید و طبق برنامه عمل کرد،یک چیز مخصوص برایش بگیرید مثلاً یک کتاب تازه یا یک گردش بیرون‌ ازخانه با بهترین دوستش.حتی بد نیست با او معامله کنید مثلاً ژتون برای هر بار به‌ موقع خوابیدن و البته ماندن در رختخواب یا کم‌ کردن ژتون به ازای هر بار دیرخوابیدن یا از رختخواب بیرون آمدن وقتی چراغ‌ها خاموش شدند. به ازای تعداد مشخصی از ژتون‌ها،اجازه بدهید با کامپیوتر بازی کند یا یک آویز تزئینی دیگر به کیف مدرسه اش آویزان کند.

۴-محدوده انتخاب‌هایش را بیشتر کنید.خودداری از رفتن به رختخواب روش موثری است که بچه ها برای دفاع از خودشان یا رسیدن به خواسته‌هایشان در پیش می گیرند.پس بد نیست راه‌های قابل‌قبولی پیدا کنید که به وسیله‌ی آن بتواند از خودش دفاع کند.بگذارید کمی خودمختاری داشته باشد مثلاً اگر قبل از خوابیدن می‌خواهد مجله‌  ورق بزند یا فصلی از هری پاتر را بخواند،یا میل دارد قبل از خواب آب بخورد.دقت کنید انتخاب‌هایی را پیش رویش بگذارید که خودتان آنها را قبول دارید مثلا  اگر قرار باشد از او بپرسید آیا دلش می خواهد الان به رختخواب برود یا نه احتمالاً جواب دلخواهتان را نمی شنوید.

۵-آرام اما جدی باشید.حتی اگر فرزندتان گریه کرد یا خواست استثناءهایی در برنامه‌ قائل شوید،بر موضع خود پافشاری کنید.اگر حوصله تان سر رفت،اعمال زور نکنید.با آرامش و خونسردی صحبت کنید اما وقتی مهلت به سر رسید پافشاری کنید،وقت تمام شد! اگر در مقابل درخواستش “خواهش می‌کنم، فقط پنج دقیقه‌ی دیگه” کوتاه بیایید،بدانید که فردا شب هم همین درخواست را می شنوید.

۶-زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید.طبق نظر میندل بچه‌هایی که سر شب تلویزیون تماشا می‌کنند بیشتر از بقیه برای رفتن به رختخواب و خوابیدن دردسر دارند.تعجبی ندارد بچه‌هایی که در اتاقشان تلویزیون دارند خوب نمی خوابند.این فقط مربوط به برنامه‌های خشن نمی‌شود و به نظر می‌رسد هر برنامه‌ی تلویزیونی به جای این که بچه‌ها را آرام کند آنها را پرانرژی می‌کند.پس ساعات تماشای تلویزیون را محدود کنید،بخصوص وقتی که که به ساعت خواب نزدیک می‌شوید.

۷-برای موفقیت پله به پله پیش بروید.نباید انتظار داشته باشید که فرزندتان ‌ یکباره یاد بگیرد که  طبق برنامه‌ی شما به رختخواب برود و تمام شب را آرام سر جایش بخوابد.هر بار یک قدم بردارید.اگر دوست دارد در تختخواب شما بخوابد،بد نیست اولین قدم این باشد که او را تشویق کنید در رختخواب خودش بخوابد. قدم دوم می تواند این باشد که بیرون آمدن های متعددش از رختخواب را به یکبار در شب کاهش دهید یا فقط یکبار شما را صدا بزند بدون اینکه از تختش خارج شود.روشی را در پیش بگیرید که قدم‌به‌قدم و آهسته و پیوسته به هدف نهاییتان (خوابیدن کودک در تمام طول شب بدون اینکه یکبار هم از جایش بیرون بیاید) برسید.

۸-در صدد حل مشکل برآیید.تلاش کنید بفهمید که چرا برای فرزندتان سخت است که سرش را به بالش بچسباند.به نگرانی‌هایش در طول روز دقت کنید تا متوجه شوید وقتی که خورشید غروب می‌کند چه چیز ممکن است باعث آزارش شود.از او بپرسید چه اعتراض بخصوصی راجع به ساعت خواب دارد.به این خاطر است که خسته نیست؟ ترسیده است؟ اتاق خیلی ساکت است؟ اگر از تاریکی می‌ترسد،یک چراغ‌قوه به او بدهید.بگذارید به یک موزیک ملایم با صدای کم گوش دهد.به صحبت هایش گوش کنید. از همه‌ی اینها گذشته،اگر برنامه ای پیشنهاد می‌کند که می‌تواند مفید  باشد،شانس بیشتری برای موفقیت  ایجاد می‌کند.

۹-مطمئن شوید که فرزندتان در طول روز به اندازه‌ی کافی تحرک داشته و از هوای تازه استفاده کرده است.همچنین در نظر داشته باشید که زمان خواب را یک ساعت عقب ببرید (فقط مطمئن شوید که بین ۹ تا ۱۱ ساعت در شبانه &zw

/ 0 نظر / 24 بازدید